نور، صدا، دوربين، اکشن.
سينما. پردهء نمايش مرا تماشا مي کند. مي آيم؛ مي نشينم؛ مي روم. دو روز بعد. دوباره مي آيم؛ مي نشينم؛ مي روم. دو روز بعد. سه باره. چهار باره. پنج باره. زندگي من است که قطعه قطعه روي صندليهاي سينما اتفاق مي افتد.
من فيلم شده ام. رنگي، سوپر اسکوپ، با جلوه هاي ويژهء صوتي و تصويري. يک داستان عشقي- جنايي براي جوانان زير آفتاب. يک ماجراي بي نظير براي ماجراجويان مجازي. با هنرمندي افتخاري مرد شش ميليون دلاري، در نقش من. بر اساس نوشته اي از من. به کاردگرداني من. تهيه کننده : من. منتخب جشنواره هاي معتبر هندي و آمريکايي. محصولي از موسسهء سينمايي خروش. نامزد دريافت هفتصد چکش طلايي در فرق سر. « من ». امشب و هر شب در سينماهاي جهان.
سکانس اول. همه جا تاريک است. من مي آيم. هنوز همه جا تاريک است.
سکانس دوم. من مي نشينم. زندگي شروع مي شود. بهار. برگ. گوجه سبز. لبخند. تابستان. زرد آلو. استخر. آفتاب. بعد از ظهر. عشق. دربند. کباب. شمال. پرتقال. پاييز. نارنجي. نارنگي. کلاس. بوسه. عصر. تاکسي. يلدا. هندوانه. زمستان. تختخواب. هم آغوشي. دروغ. مکافات. جنايت. انقلاب. اميد. عيد. سمنو. ماهي. ماه. تصوير روي هلال ماه مي ماند.
سکانس سوم. همه جا تاريک است. من مي روم.هنوز همه جا تاريک است.
من دي-وي-دي شده ام. من ديو و ددي شده ام. من ديوانه بوده ام، و حالا ديوار شده ام، دور خودم، پشتِ خودم، در افق ديد خودم. من به هفتاد زبان زندهء دنيا ترجمه شده ام، و براي هر کدام هفت زير نويس دارم. کلمات ادبي. جملات فلسفي. طنز قوي. استفادهء درست از تمامي صنايع ادبي. در دو نسخه. دو مجلد. دو سيستم معتبر بين المللي. يکي براي دوستان و يکي خانوادگي. من بعد از فروش پس هم گرفته مي شوم. من به خودم رحم نمي کنم. باز هم ديوانه وار فروخته مي شوم. لطفا در جاي خشک و خنک نگهداري شوم. من در نور آفتاب سوخته مي شوم. من دور ريخته مي شوم. باز هم دورتر ريخته مي شوم. پاي ديوار ريخته مي شوم. من ديوانه بوده ام، و حالا ديوار شده ام. من دي-وي-دي شده ام.
کات.