March 2008 Archives

الو؟

| | Comments (36) | TrackBacks (0)

برای نوشتن همیشه وقت هست. برای زندگی کردن؟ دو روز اين آخر هفته؛ یک شب هم هفتهء بعد، شايد.

سی سالگی هم عالمی دارد. نه جوانی و نه پیری. نه از جایی آمده ای و نه جایی می روی. همینجا نشسته ای در زمان حال. هیچ خبری هم نیست. حلوا نمی دهند. ویتامین هایت را می خوری؟

زن. دوشیزهء محترمه؛ من وکیل نیستم. شما چطور؟ شما از فاصلهء ده قدمی موفق شدید هشت امتیاز کسب کنید. تحصیلات؟ مدارک؟ شاغل؟ هنرمند؟ خانواده؟ بله لطفا. بفرمایید بنشینید روبروی من. حالا نیمرخ. شما قبول شدید. دو سیر عشق. می خورید یا می برید؟ شیشه خالی آوردید؟

پول. کار. مسلسل. منگنه. پرونده. تلفن همراه. کثافت. آبرو. امروز کدام پیراهن را بپوشیم که تکراری نباشد؟ رئیس. جلسه. وضع پروژه خراب است. نهار را چکار کنیم؟ به به. باز هم جمعه شد. انشاء الله هفتهء بعد همه چیز درست می شود، مگر نه؟ خب شکر خدا. راستی این خانم همکار ما یک جایش می خارد، شما چطور؟

خانواده. کو؟ کجاست؟ الو؟ صدای من می رسد؟ همه چیز خوب است. کتاب و فیلم و سی دی. عکس می فرستم. به امید دیدارتان. ده ماه بیشتر نمانده است. واقعا؟ اسم بچهء هفتم از سمت چپ علی بود؟ یا رضا؟ همان. سلام مرا هم برسانید. نمی دانم. بله می دانم. می خورم. نمی خورم. ورزش. الو؟ الو؟

دوست. یک. دو. سه. هزار شماره. ازدواج و طلاق و مهاجرت، خاطرات و مخلفات، با یک سیخ گوجه اضافه. کنایه. زخم عشقی که ما را دو دسته کرد. و چهار دسته. و هشت دسته. و من ماندم و یک دنیا شمارهء تماس. شمارهء من را هم دارد، اگر خواست تماس می گیرد.

سی سالگی هم عالمی دارد. زن. پول. دوست. خانواده. زندگی به هزار و یک بهانه. نمکی، عاشقانه، الکی.

About this Archive

This page is an archive of entries from March 2008 listed from newest to oldest.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.

Categories

Pages

Powered by Movable Type 4.1