مردانگی

| | Comments (0) | TrackBacks (0)

سی سالگی یعنی آغاز مردانگی.

 

یک سال بعد.

 

سی و یک سالگی که همان یک سال پس از مردانگی است بدی هم نیست.  دفتر و دستک و تشکیلات. زنی که آمده است تا بماند. یکی دو رفیق. یکی اینجا، یکی آنجا. سفرهای برون مرزی. رفت و آمد. بریز و بپاش. آشپزی. سوپ جو، حتی قیمه و قورمه و بادمجان. صبح زود با شغالها دویدن. دویدن. دویدن...

 

حالا چطور شد که اینطور شد؟ دشمن تسلیم شد. ایده آل شکست. پُکید. له شد. اصلا از اولش هم تقلبی بود. مال خودم نبود. یکی مال پدر یود و دو تا مال مادر. یکی هم مال فلانی. قربان همگی، هر کسی کار خودش بار خودش، زندگی اش مال خودش. این هم مال مردی است که دیگر زیاد نمی نویسد. بدی هم نیست. دفتر و دستک و تشکیلات و زنی که آمده است تا بماند. کارهای بهتری است : آشپزی. صبح زود دویدن. کتابخوانی هنگام اتوبوسرانی.

 

گاهی فکر می کند زمانه یک شبه برگشت. دیروز نبود که تنها بود؟ که دوری بود و سختی بود و این سوی آب زندانی بود؟ شاید هم دیروز نبود. پیش از سی سالگی بود، یا مردانگی.

 

خداوند مردی است که سی سالگی را هر روز جشن می گیرد. آرام. ساکت، و مردانه. نوش.

الو؟

| | Comments (51) | TrackBacks (0)

برای نوشتن همیشه وقت هست. برای زندگی کردن؟ دو روز اين آخر هفته؛ یک شب هم هفتهء بعد، شايد.

سی سالگی هم عالمی دارد. نه جوانی و نه پیری. نه از جایی آمده ای و نه جایی می روی. همینجا نشسته ای در زمان حال. هیچ خبری هم نیست. حلوا نمی دهند. ویتامین هایت را می خوری؟

زن. دوشیزهء محترمه؛ من وکیل نیستم. شما چطور؟ شما از فاصلهء ده قدمی موفق شدید هشت امتیاز کسب کنید. تحصیلات؟ مدارک؟ شاغل؟ هنرمند؟ خانواده؟ بله لطفا. بفرمایید بنشینید روبروی من. حالا نیمرخ. شما قبول شدید. دو سیر عشق. می خورید یا می برید؟ شیشه خالی آوردید؟

پول. کار. مسلسل. منگنه. پرونده. تلفن همراه. کثافت. آبرو. امروز کدام پیراهن را بپوشیم که تکراری نباشد؟ رئیس. جلسه. وضع پروژه خراب است. نهار را چکار کنیم؟ به به. باز هم جمعه شد. انشاء الله هفتهء بعد همه چیز درست می شود، مگر نه؟ خب شکر خدا. راستی این خانم همکار ما یک جایش می خارد، شما چطور؟

خانواده. کو؟ کجاست؟ الو؟ صدای من می رسد؟ همه چیز خوب است. کتاب و فیلم و سی دی. عکس می فرستم. به امید دیدارتان. ده ماه بیشتر نمانده است. واقعا؟ اسم بچهء هفتم از سمت چپ علی بود؟ یا رضا؟ همان. سلام مرا هم برسانید. نمی دانم. بله می دانم. می خورم. نمی خورم. ورزش. الو؟ الو؟

دوست. یک. دو. سه. هزار شماره. ازدواج و طلاق و مهاجرت، خاطرات و مخلفات، با یک سیخ گوجه اضافه. کنایه. زخم عشقی که ما را دو دسته کرد. و چهار دسته. و هشت دسته. و من ماندم و یک دنیا شمارهء تماس. شمارهء من را هم دارد، اگر خواست تماس می گیرد.

سی سالگی هم عالمی دارد. زن. پول. دوست. خانواده. زندگی به هزار و یک بهانه. نمکی، عاشقانه، الکی.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.

Recent Entries

Tag Cloud

Categories

Pages

Powered by Movable Type 4.23-en