تو: December 2005 Archives

خداوند يک زن است؛ شيطان نيز هم

| | Comments (0) | TrackBacks (0)

آدمهايی هستند که خدا را می پرستند تا با ابليس بجنگند؛ و آدمهايی هستند که در مبارزه با پروردگار شيطان را می پرستند.

من در پرستش تو با هر دو جنگيدم و شکست خوردم. حالا يک روز دست خدا از آستين تو سرنوشت مرا واژگون می کند، روز ديگر نفرين شيطان با حرفهای تو مرا می سوزاند و شکنجه می دهد.

می گويند خداوند در کتابش خودش را با ضمير مذکر خوانده است؛ فکر می کنم اشتباه می کنند. خداوند و شيطان هر دو يک زن هستند که هر روز آدم را به جرم گاز زدن يک سيب به اشد مجازات محکوم می کند.

فوتينا

| | Comments (0) | TrackBacks (0)

عکسی که روی ميز گذاشته بودم گُم شده است. از چند حالت خارج نيست :

- مردی که در تصورات بچگانه اش تو را بيشتر از من دوست دارد به خانهء من آمده است و عکسهاي خندانت را دزديده است تا بسوزاند.

- تو در تلاش برای انکار گذشته ای که با من داشته ای از خدا خواسته ای که تمام شواهد را از دنيا پاک کند؛ خدا هم بهتر از اين می داند که با تو درگير شود...عکسهايت را غيب کرده است.

- من در ضمير ناخودآگاه خودم عکسهايت را قطعه قطعه کرده ام و با يک ليوان شراب خورده ام.

- نه تو وجود داری نه من، نه گذشته، نه عکس و نه آينده، همه چيز يک خيال است و از اول هم خيال بوده است.

به هر حال می خواستم به آن مرد و تو و خدا و ضمير ناخودآگاه خودم بگويم اگر خيال کرده اید با گُم شدن يک عکس تو را فراموش می کنم کور خوانده ايد، ديشب تا صبح خواب تو را ديدم و لبهايت را بوسيدم و به بهشت رسيدم. بسوزيد!

About this Archive

This page is a archive of entries in the تو category from December 2005.

تو: November 2005 is the previous archive.

تو: June 2006 is the next archive.

Find recent content on the main index or look in the archives to find all content.

Pages

Powered by Movable Type 4.23-en