شيدای زندگی شده است و سرمستِ زيستن. به ظرافت بالهای يک شب پره می خندد. پر پر. در سُرخی آبدار يک گوجه فرنگی به دنبال داستانِ عشقی می گردد که دخترک دستفروش لای بوته ها پنهان کرده است، مبادا کلاغی بوسه هايش را بچيند. تک تک، دانه دانه، لبالب.
هاه! دقيقا. مزخرف می نويسد. بی معنی و خالی، درست مثل زندگی. درست مثل همين کلمات. الف. با.
کودکانه می رقصد. هلاهی. لی لی.
