کَس نخارد پشتِ من

| | TrackBacks (0)

می چرخد. دورِ سرم می گردد. اگر کسی نداند فکر می کند از شادی می رقصد. می پُرسد خجالت نمی کشی؟ مگر نمی بينی صد نفر الکی الکی مُردند؟ مگر نخواندی شصت و هشت نفر خبرنگار برای آخرين بار خبرساز شدند؟ حالا هی بنشين از بی دردی روضه بخوان. ناشکری می کنی، هر چه می کشی حقت است، بکش...

هزار سال پيش در يک صبح دل انگيز بهاری يکی از اعراب مبارز در جريان جنگهای صليبی نيزه اش را گُم کرد به شدت عصبانی شد. او در مسير محل کارش از کنار يکی از نيزارهای ساحلی تنگهء جبل الطارق می گذشت يک نی را از ريشه شکست و با تمام زوری که دشت به سمت دريا پرتاب کرد. او هيچ وقت متوجه نشد که کرمينا - کرم درختی زرد رنگی که دست نداشت - که دقيقا در همان زمان روی همان ساقهء نی می خزيد با پرتاب او برای هميشه از خانه و خانواده و دوستانش جدا شد. او بدين ترتيب تا سالهای سال در همان جايی که عرب نی انداخت زندگی کرد و هر روز صبح از بالای نی به سمت خانه اش نگاه می کرد و رويای روزهای گذشته را می ديد و لبخند می زد.

بزرگترين مشکل کرمينا در زندگی اين بود که پُشتش می خاريد. او که از بچگی عادت داشت که ديگری پشتش را بخاراند حالا در تنهايی هيچ راهی برای رفع اين مشکل به ذهنش نمی رسيد. سالها گذشت و کرمهای زيادی در نيزارهای جبل الطارق زير دست و پای جنگجوهای عرب و اسپانيايی له شدند و کرمينا هنوز پشتش می خاريد. طوفانهای بزرگ، خشکسالی های پياپی و گنجشکهای گرسنه نيز بسياری از قبيله های کرمهای درختی را قلع و قمع کردند و کرمينا هنوز صحيح و سالم و سرحال بود و پُشتش می خاريد.

بالاخره هزار سال بعد که آمريکا به عراق حمله کرد و بسياری از کرمهای خاکی نيز در بيابانها زير چرخ تانکهای آمريکايی و گيوه های عراقی کشده شدند يکی از عراقی های عصبانی نی ديگری را از کنار شط العرب از ريشه کند و با تمام زوری که داشت به سمت دريا پرتاب کرد؛ و اينگونه بود که کرمينا پس از هزار سال تنهايی در جايی که عرب نی انداخت با کرمول - کرم خاکی سياه رنگی که دست نداشت - آشنا شد. کرمول که وقت زيادی نداشت به سرعت تمام فجايع تاريخی نسل کرمها را برای کرمينا بر شمرد، و پس از دو روز بی آبی تصميم گرفت که وقتش تمام شده است. او از کرمينا پرسيد که پيش از مرگش چه کاری می تواند برای او انجام دهد، و کرمينا سکوت کرد تا کرمول بدون هيچ حرف ديگری خشک شود و بميرد.

کرمينا نمی دانست اگر پس از اين همه سال روزی پشتش نخارد چه احساسی در مورد خودش و بقيهء کرمهای جهان خواهد داشت؛ و تصميم گرفت تا ابد در حسرت کرم ديگری که پشتش را بخاراند بماند. کرمينا هنوز هم پشتش می خارد، و به مشکلات کرمهای ديگر کاری ندارد.

0 TrackBacks

Listed below are links to blogs that reference this entry: کَس نخارد پشتِ من.

TrackBack URL for this entry: http://www.deltangestan.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/158