چپ اندر قيچی

| | TrackBacks (0)

آقای غربزده هنگام کار کردن موسيقی گوش می کند. الکتروجاز، تريپ هاپ، اينديراک و گاهی هم اِتنيک. آقای غربزده همينطور که به اين آهنگها گوش می کند کمی کار می کند و کلی ولگردی و وبگردی می کند تا روزهای خسته کننده اش يکی يکی تمام شوند. او از اينکه نمی تواند تمام هوش و حواسش را به کارش اختصاص دهد عذاب می کشد، ولی هر کاری می کند نمی تواند متمرکز بماند.

آقای غربزده ديروز يک قطعه تواشيح اسماء حُسنی پيدا کرده است و بدون وقفه به آن گوش می کند، دوباره و سه باره و چهارباره و هزارباره. آقای غربزده متوجه شده است که وقتی که تواشيح را می شنود در کمال ناباوری تمام حواسش متوجه کار است و بازيگوشی نمی کند. ای دادِ بيداد!

البته آقای غربزده نمی داند اين تاثير آوای تواشيح است، يا تمام خاطراتی که تواشيح از اذان مغرب ماه رمضان با خودش می آورد. به هر حال آقای غربزده به شدت آچمز شده است و اصلا نمی داند با اين وضعيت چگونه برخورد کند.

در همين راستا آقای غربزده ديشب يک شيشه آبجو را باز کرد و لب نزد. احتمالا آخرالزمان شده است؛ هاه. پايان نزديک است.

0 TrackBacks

Listed below are links to blogs that reference this entry: چپ اندر قيچی.

TrackBack URL for this entry: http://www.deltangestan.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/146