آقای هرجايی قرمه سبزی دوست دارد

| | TrackBacks (0)

آقای هرجايی به هر جايی می رود و هر کاری می کند و با هر کسی می خوابد ولی با هيچ کس بيدار نمی شود. آقای هر جايی حتی يک لحظه هم جايی بند نمی شود. هيچ جايی جای او نيست، و به همين دليل آقای هرجايی دائم بين اينجا و آنجا و يک جای ديگر جا به جا می شود. آدمهای معمولی فکر می کنند آقای هرجايی پسرخالهء مردِ شش ميليون دلاری است و از اين جابجايی هرگز خسته نمی شود. آقای هر جايی جای خودش را گُم کرده است، و آنقدر از سگدو زدن خسته است که گاهی که تنها پُشت فرمان نشسته است نعره می کشد و فرياد می زند تا شايد خُدا بشنود و او را به جايی برساند که بتواند دو دقيقه سر جايش بنشيند و استراحت کند.

آقای هرجايی ديروز به اين نتيجه رسيده بود که دلش قرمه سبزی می خواهد. او دلش می خواهد يک روز که به خانه می رسد دو قابلمهء سرد روی اجاقی باشد که تازه شعله هايش روشن شده است. آقای هرجايی که حوصلهء صبر کردن ندارد تا کسی نيامده است سر پايی يک قاشق قرمه سبزی را در قابلمهء برنج می ريزد و همينطور سرپايی هر دو قابلمه را قبل از اينکه گرم شوند تمام می کند. آقای هر جايی معتقد است بين دلتنگی او برای قرمه سبزی و جایِ گمشده اش ارتباط عميقی نهفته است.

يکی بود که جای آقای هرجايی کنارش بود، ولی ديگر نيست. جايی بود که هميشه قرمه سبزی روی اجاقش بود، و ديگر نيست. مردی بود که متعلق به جايی بود که ديگر نيست. آقای هرجايی ناراحت نيست، در زندگی او حتی جايی برای ناراحتی هم نيست. آقای هرجايی برای رسيدن به آن جايی که نمی داند کجاست و آن کسی که نمی داند کيست با هر کسی به هر جايی می رود تا شايد يک روزی يک جايی اجاقی پيدا شود که روی چراغش يک قابلمه قرمه سبزی باشد، و کسی که اگر بفهمد او با قاشق از سر قابلمه غذا می خورد حسابی عصبانی شود و او را سر جايش - در کنارش - بنشاند.

آقای هر جايی...ديگر اينجا نيست.

0 TrackBacks

Listed below are links to blogs that reference this entry: آقای هرجايی قرمه سبزی دوست دارد.

TrackBack URL for this entry: http://www.deltangestan.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/122