بالاخره جناب آقای دکتر ن. افسردگانی با کسب اکثريتِ قريب به مرگِ آراء به مقام «وزارت افسردگی و امور نا اميدی» منصوب گرديد. ايشان در حاليکه از اين پيروزی هيچ احساس خاصی نداشتند در يک جلسهء مطبوعاتی قاطعانه اعلام کردند که کماکان مطلقا هيچ جای اميدواری نيست و همه چيز همانگونه که هميشه بوده است معمولی و مزخرف و خسته کننده است. ايشان همچنين بدون ارائهء هيچ گونه برنامهء کوتاه يا بلندمدت برای دورهء وزارت خود تاکيد کردند که طبق روال دوهزار سال اخيرِ تاريخ بشريت کماکان هر روز وضع از روز قبل بدتر می شود و بدين ترتيب هر روز بدترين روز جهان است. در پايان، ايشان در جواب تمام سوالات خبرنگاران جوان که نظر ايشان را در مورد موضوعاتی مانند عشق، نم نم باران، شراب شيراز و يک کشتيبانِ بی ستاره - که تمام درياهای طوفانی را گشت و در يک قطعهء موسيقی غرق شد - جويا شدند با نهايتِ بی ميلی به دو کلمه اکتفا کردند : « شما نمی فهميد. »
وزارتِ افسردگی و امور نا اميدی طی تحولات سالهای اخير و به قدرت رسيدنِ افسردگان در سراسر جهان به مهمترين ارگان اجتماعی تبديل شده است و هم اکنون هستهء اصلی حکومت مرکزی جهان را تشکيل می دهد. گروهی از جامعه شناسان افسرده که از تحقيقات خود به هيچ نتيجه ای نرسيدند اعلام کردند که احتمالا تحولات اخير هيچ دليلی خاصی ندارد. گروه ديگری از دانشمندانِ افسرده بدون تاييد يا تکذيب اين اعلاميه به خبرنگار ما گفتند که به هر حال از همان اول هم معلوم بود که هيچ چيزی هيچ دليل خاصی ندارد. به هر حال افسردگانِ جهان هر روز با کسب مدارک و مدارج پيشرفته در تمامی علوم و فنون مهندسی، پزشکی و انسانی در سراسر جهان به مقامات بالاتر می رسند و هر روز از ارتفاع بالاتری به وخامت اوضاع نگاه می کنند و با مغز به قعر نا اميدی و افسردگی سقوط می کنند؛ تمامی اعضای انجمن ارواح افسرده نيز بدون هيچ دليل خاصی در يک شب معمولی در يک کابوس جهانی به خواب همهء افسردگان عالم رفتند و به آنها نشان داند که آن دنيا هم يک چيز کثافتی است بدتر از اين يکی و هيچ چيزی بهتر نمی شود و بدين ترتيب افسردگان دنيا از مرگ هم به اندازهء زندگی نا اميد شدند و آمار خودکشی نيز همانند آمار ازدواج، طلاق، عشقبازی و تولد به صفرِ مطلق رسيد.
جناب آقای دکتر ن. افسردگانی که طی چندسال اخير موفق شده است به اندازهء صدهزارسال پير شود در تز فوق پرفسورای خود با عنوان « افسرديسم و مرگولوژی » با اشاره به تحولات اخير می افزايد بالا برويد پايين بياييد يا حتی اگر به آمريکا برويد و غذای چينی بخوريد زندگی کماکان تخمی است. جناب آقای وزير همچنين معتقد است که بر خلاف باور عمومی اگر ديديد جوانی بر درختی تکيه کرده است نمی توانيد در مورد عاشق شدن يا نشدن وی هيچ نظری بدهيد، ولی کماکان بدانيد که گريه کرده است. ايشان بارها و بارها اعلام کرده اند که عشق اصلا وجود ندارد، و هر انسانِ فهميده ای در مرحله ای از زندگی به همين باور می رسد و مابقی عمرش را در حالت نا اميدی و افسردگی می گذراند. هر انسانی هم که به اين مرحله نرسد تکليفش معلوم است : او نمی فهمد.
در پايان افسردگان جهان به مناسبت نصب جناب وزير به مقام جديدشان امروز را نيز طبق معمول به عنوان بدترين روز جهان به نوميدی و افسردگی گذراندند و هيچ کار خاصی نيز انجام ندادند. واحد مرکزی خبر، اين دنيا.
