کورستان

| | TrackBacks (0)

نخير. اشتباه نکنيد. در کورستان هيچ کس واقعا کور نيست. در حقيفت مردم شهر کورستان يک چشم چپ ناقص دارند که همه چيز را می بيند. يعنی تقريبا همه چيز : در کورستان هيچ کس خوشبختی را نمی بيند. در کورستان هيچ کس کر و لال هم نيست. مردم شهر کورستان يک گوش چپ ناقص دارند که همه چيز را می شنود، ولی چپکی. مردم شهر کورستان هزار دهان کج دارند که هر چه را که چشم ناقصشان می بيند و گوش ناقصشان می شنود را هزار هزار برابر می کنند و هر روز هزار هزار بار تکرار می کنند تا ديگران با چشم و گوش ناقصشان چپکی ببينند و بشنوند و با دهانهای کجشان هزار هزار بار تکرار کنند.

نخير. اينطور هم نبود که فقط تقصير مردم کورستان باشد. خودش اشتباه کرده بود و چون به هر حال خودش هم در کورستان بزرگ شده بود هيچ وقت خوشبختی را نديده بود. يک روز که خوشبختی به او رسيده بود بدون آنکه بداند روي گوشه اش قدم گذاشته بود و از کنار آن گذشته بود. فردای آن روز يکی از اهالی کورستان هزار بار گفت که او عمدا خوشبختی را لگدمال کرده بود. يکی ديگر از اهالی کورستان هم هزار هزار بار ادعا کرد که خودش صدای ضجهء خوشبختی را زير ميخهای چکمهء او شنيده بود، هر بار هم شدت فريادهای زجرآور خوشبختی را هزار بار بيشتر به ياد آورده بود. خلاصه اينکه خودش هم آنقدر داستان قتل خوشبختی را به دستان خودش شنيد که مطمئن شد حتما تقصير خودش است. مگر می شود تمامی مردم کورستان روزی هزار هزار بار اشتباه کنند؟

نخير. خودش را نکشت. فقط از آن روز به بعد هر بار به خوشبختی رسيد باز هم آنرا کُشت. يعنی در حقيقت نکشت، بدون آنکه بداند از کنارش رد شد، گاهی هم روی گوشه اش قدم گذاشت، ولی خودش روزی هزار هزار بار به همه می گفت که خودش خوشبختی را لگدمال کرده است و هر بار هم صدای ضجه های زجرآور خوشبختی را هزار هزار بار شديدتر به ياد می آورد، و مردم شهر کورستان هم داستانهای چپکی او را با گوش ناقصشان می شنيدند و با چشم ناقصشان بدبختی او را می ديدند و هزار هزار بار با دهانهای کجشان برای هم تعريف می کردند : مبادا کسی فراموش کند که او خوشبختی را با چه قساوتی به قتل رسانده است.

نخير. شهر کورستان اينجا نيست. ولی مردم شهر کورستان همه جا هستند، و تک تکشان روزی هزار هزار بار با دهانهای کجشان برای هم تعريف می کنند که چگونه خودشان با چشمان ناقصشان ديده اند که ديگری خوشبختی را با چه قساوتی به قتل رسانده است و چگونه خودشان با گوشهای ناقصشان فريادهای جگرخراش خوشبختی را شنيده اند. من و تو و بقيهء آدمهای دنيا هم بی تقصير نيستيم، آخر هر جايی که هستيم در کورستان بزرگ شده ايم، خوشبختی را نديده ايم.

0 TrackBacks

Listed below are links to blogs that reference this entry: کورستان.

TrackBack URL for this entry: http://www.deltangestan.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/99