در آرزوی باران

| | Comments (71) | TrackBacks (0)

واقعيت تخمی است. خرابش می کنم. از اول می سازمش. هنوز هم همان است. دوباره خرابش می کنم. قبل از اينکه دوباره بسازمش باران می بارد. حالا من مانده ام و يک واقعيت خراب شده که ديگر هم درست نمی شود. پايبست گل شده است.

باران می بارد و من می خندم. زنگ می زنم. زنگ می خورد. زنگ تفريح است. زندگی تعطيل است. به سمت حياط می دوم : حيات پر از زندگی است؛ اگر چه خيلی کوتاه است. آلوچه می خرم. ترش است. هسته دارد. کثيف است. کيف دارد. باران می بارد و گرگم به هوا هم بازی خوبی است. گرگ می شوم و به هوا می روم. تمام پرنده ها را شکار می کنم. هيچ کس حق ندارد بالاتر از من پرواز کند. به بالاترين پرنده که می رسم مکث می کنم. عقاب است. زيباست. بزرگ است. آرام است. آرام می شوم. باران می بارد و عاشق می شوم. با من می خوابد. در خواب عقاب شهباز می شوم. از عقاب هم بالاتر می روم. در خواب به خورشيد می رسم. باران می بارد و خورشيد را خاموش می کند. حالا همه جا تاريک است.

زنگ می خورد. باران قطع می شود و به واقعيت برمی گردم؛ همه جا خشک است. هنوز همه جا تاريک است و هيچ کس واقعيت را نمی بيند. واقعيت هم مرا نمی بيند و بدون آنکه بداند از کنارم می گذرد. من همينجا در حياط می مانم تا دوباره باران ببارد و بخندم و بالاتر بروم. اينبار بدون آنکه از ديدن واقعيـت بترسم خودم خورشيد را روشن می کنم تا به حيات من بتابد. من منتظر می مانم.

0 TrackBacks

Listed below are links to blogs that reference this entry: در آرزوی باران.

TrackBack URL for this entry: http://www.deltangestan.com/cgi-bin/mt/mt-tb.cgi/88

71 Comments

فقط می تونم بگم زیبا بود...

تو نوشته هات همیشه پریشون بودی و می خواستی وضع موجود رو تغییر بدی وبر خلاف جهت زندگیت باشی ،اما همیشه با خراب کردن و از بین بردن ِ هر چی که به دستت میرسید.خوشحالم که بالاخره تصمیم گرفتی ،و فهمیدی که خودت هم میتونی سازنده باشی

چقدر ا عتماد به نفس و نیرو
خوش به حالت.....

سلام خوشحالم كه دوباره آمدي...يك ضرب المثل چيني ميگويد " آموزگاران در ميگشايند،اما اين تويي كه بايد وارد شوي!" تقديم به تو دوست با ارزش كه هميشه سرشار از احساسي.

you always suprise me with your writings.... I really love them
rasti :D ba ejaze ya bi ejaze behet linkidam :D

سلام/ جالب بود/ موفق باشی/ به من هم سر بزن/ به روزم/ یا حق

BAHHHH, HELLLLLO , harchi kasiftar behtar. man asheghe oon alooche kasifam, kheyli dooseshoon daram vali heyf ke giram nemiad . taze man asheghe baroonam hastam. alooche khordan zire. baroon che mazie dare mmmmmmmm. mazeye alooche adamo az khorshid ke sahle az kahkeshoonaham balatar mibare. try it!

واقعیت جلوی چشماته! نکنه وقتی یه آشغال تو چشات رفت گفتی ساعت 9 شده و چشات رو گذاشتی تو کوچه پشت در....یا نه شاید چشمات ضعیف شده، آره یه عینکی دیگه باید به خونواده اضافه بشه...اصلا شاید یه پارچه کشیدی روشون و تو مغزت بایگانی شون کردی...وای بدو...زود باش...نکنه وقت بگذره و ماشین آشغالانس بیاد و چشاتو واسه همیشه ببره...دیر می شه...دیر

let the rain fall down...im coming clean

شاهین جان:

آمدم اینجا ... دیدم اینجا هم تو از دلی که گرفته هست نوشتی!

پاييز،بارون،مدرسه،همكلاسي،آلوچه....واقعيت/كاش هيچ وقت بارون قطع نمي شد/تا حالا آرزو كردي كاش توي يك لحظه متوقف ميشدي؟

بارون چیزه مزخرفی هست. هر کی هم از بارون تعریف کنه دیوانه شده

چه بارون گرم و لطيفي

نظر دادن در مورد نوشته هاتون سخته...شاید بخاطر اینکه خیلی عمیق و درونیه...از آرشیو بتوصیه روهام عزیز مطلب مرا رها کرد رو خونددم...خیلی تصویر جدید و زیبایی بود و بنوعی تکان دهنده.....بقیه مطالبو بازم باید بخونم...موید باشید..(با اجازه بهتون لینک دادم)

زنده باد عشق

بازم سلام...نمیدونم چرا اینجوری شده...اسم شما تو لیست لاگ رولینگ میره ولی تو لیستای من قرار نمیگیره...فکر کنم مشکل از بلاگ رولینگ باشه...گفتم بگم که بی توجهیی نشده...درست بشه ایشالا...

بهترين راه همينه... خيلي وقت ها بايد خودمون بسازيمش...خيلي وقت ها هم بايد وايسيم جلوش..

are you all right?everything fine?this one was a little...hm,i donno,,take care please

ah baran baran
shisheye panjare ra baran shost
az dele man ama
che kasi yade to ra khahad shost??

sabz bashi
sahar.

راستي من هيچ وقت واقعيت را نديدم شايدم ازش عقبم ...

I love it that people (who leave comments) think they understand what you are talking about :D

chetori rafigh

vaaghe'eeyat ke hastim khedmatesh. har ki dargire vaaghe'eyate khodeshe
" hadeaghal man "
vaaghe'eeyati ke gaahi baraam zeshttarin dorooghe to soorate har chi haghighate.

age khorshido roshan kardi haghighato didi yaadet nare ye manual baraash benevisi

kharidaarim

جاي دگر براي عبادت نيافت عشق/
آمد به گرد طايفه ي ما طواف کرد/
تقصير عشق بود که خون کرد بيشمار/
بايد به بي گناهي دل اعتراف کرد!
موفق باشی ..به منم سر بزن

من لذت میبرم از نوشته هات.بعضی اوقات به بودنت شک میکنم نوشته هات طوری ه که این جور فکر می کنم.هم هستی هم نیستی .
موخلصیم.

سلام
عید نیمه شعبان بر شما هم مبارک...

خاطرات بچگی شیرینه مثل آبنبات .. کاش آبنباتش تموم نمی شد..:(

mikham beram bekhabam, kheyli khabam miad, shab bekheyr

I'm not OK,you really need to listen to me,b'cuz im telling you the truth ,i mean this , i'm OKKKKKKKKKKKKKKKKK now,
sorry about my koso sher

delam gerefte bood, oomadam injaa

salam. man shoma ro nemishnasam taze chand roze ke weblogeton ro mikhonam ama inghadr neveshtehaton baram jaleb bod ke kheili az archive ro ham khondam. dost daram bishtar bahaton ashna besham .shafaftar dark konam neveshtehaton ro.movafagh bashid

سلام منم خیلی وقته که دلتنگم ولی نمی دونم چرا ..به هر حال حال خوشی دلتنگی ...مگه نه؟؟/

اِِین چهارمین باریه که میام و دوباره خوندم واقعیت تخمی است ... چرا نمی نویسی ؟من منتظرم .

سلام
اول اين را بگويم كه ما سابق از اين همسايه بوده ايم(اين را از يكي از نوشته هاي قديميتان كشف كردم ) و بعد از آن خسته نباشيد وبلاگ جالبي داريد .
اما اصل مطلب : چرا از واقعيات زيباي زندگي بيشتر نمي نويسيد؟ در دنياي مادي هم حقايق رويايي و مستانه اي وجود دارد كه قلم زيباي شما در واگويي آن از ديگران موفق تر خواهد بود.
بالاخره بايد از دلتنگستان شما راهي به باغ دلگشا باشد. البته مي دانم كه هست ؛ شايد بايد اين راه روشن تر باشد.
مي دانيد ؛ با خودم گفتم شايد بتوانيد اين همه دلتنگي را كه به ديدنتان مي آيند دلشاد كنيد.

سلام
اول اين را بگويم كه ما سابق از اين همسايه بوده ايم(اين را از يكي از نوشته هاي قديميتان كشف كردم ) و بعد از آن خسته نباشيد وبلاگ جالبي داريد .
اما اصل مطلب : چرا از واقعيات زيباي زندگي بيشتر نمي نويسيد؟ در دنياي مادي هم حقايق رويايي و مستانه اي وجود دارد كه قلم زيباي شما در واگويي آن از ديگران موفق تر خواهد بود.
بالاخره بايد از دلتنگستان شما راهي به باغ دلگشا باشد. البته مي دانم كه هست ؛ شايد بايد اين راه روشن تر باشد.
مي دانيد ؛ با خودم گفتم شايد بتوانيد اين همه دلتنگي را كه به ديدنتان مي آيند دلشاد كنيد.

baba UPDATE

salam be dooste ghadimi
estedade khoobi dar neveshtan dari,kash be neveshtam jeddi tar fekr mikardi,ya inke hamin neveshtehaye parakandato modavvan kon shado pirooz bashi..............maryam

چرا من فکر می کردم شما دیگه نمی نویسید؟!! خوشحال شدم.....

من /نمی دونم شايد بايدديرمی اومدم تا لينک گذاشته باشی اما می بينم که هنوز نذاشتی /باشه رفيق يکی طلبت / بازهم موفق باشی لااقل لينک که اضاف نمی کنی بمون هم سرنمی زنی

سلام.....خوبی؟....نمیدونم چی درمورد نوشته هات بگم چون یه جوریه که آدم نمیتونه توضیح بده....فقط خیلی قشنگ مینویسی...بی تعارف....بیا پیش ما...

هنوز هم منتظر باران هستی ؟


... آغاز مهر ، آغاز بارش باران ...!.

shahin kojayee baba. ye chizi begoo, ye harfi bezan,do kaloom benevis akhe baba

بابا چشمون به این صفحه خشک شد. یه چیزی بنویس دیگه.

انتظار شيريني بايد باشد ... در انتظار خورشيد بودن ...

در آرزوی به روز شدن دلتنگستان...
قهر نباش با وب لاگت ، بدو بیا...

I HOPE EEVRYTHING IS ALL RIGHT WITH YOU! WHERE R U?!

elahi bemiri
............

ShAhin jAn
?cherA digeh neminevisi

mmmmmmmmmmihi ihi

مَنْ يُؤْمِنْ بِالاِبْنِ، فَلَهُ الْحَيَاةُ الأَبَدِيَّةُ. وَمَنْ يَرْفُضْ أَنْ يُؤْمِنَ بِالاِبْنِ، فَلَنْ يَرَى الْحَيَاةَ. بَلْ يَسْتَقِرُّ عَلَيْهِ غَضَبُ اللهِ
jn 3,36

Believe on the Lord Jesus Christ, and thou shalt be saved

salam, damagham ra ke migirand jaanam dar miravad ... cheshmhaayam raa ke mibandi zendegi zibaa mishavad... nemidaanam shaayad toham biraahe rafti ... fe'lan

سلام از نوشته هات خیلی خوشم میاد چرا من نمیتونم مثل تو بنویسم.کمکم کن.باشه؟

دلتنگ دلتنگستان

سلام....پسر آپ دیت کن....تو نمیگی یه الاقی مثل من که سراغ وبلاگ خودش هم نمیره وروزی 20 دفه میاد اینجا که از قلم تو بخونه اگه تو هم ننویسی اون وقت باید چه گهی بخوره....به قول استاد کدکنی....زمین تهیست ز مردان همین تویی تنها.....پس بخوان به نام گل سرخ.....عزیز دل که زندگیه به گه نشستت تازه رویای زندگیه منه...تا میتونی بخوان و بنویس...که بد طور من و امثال من به گه نشستن

shahin jan, update kon digeh. mardom kalafeh shodan!

سلام خوبي متن رو خوندم جالب بود ماه مبارك رمضان را به تو دوست عزيز تبريك ميگم
موفق باشي يه سر هم به من بزن
قربانت مريم

....................

آقا امروز بالاخره بارون اومد...اگه منتظر بارون بودی تا بنویسی دیگه وقتشه اگه هم نه , بازم وقتشه!! خجالت نمیکشی؟ :)

agha doroste weblog nevisaro migiran, ama shomaro ke nemigiran. benevis baba.
chakerim

aaaaaaaaaay shahin baabaa ........

man shodam eyne in mooshaaye azmaayeshgaahi ke too ye sooraakh baraash panir mizaaran ye modati bad varesh midaaran. hey taa modathaa dobaare mire too hamoon sooraakhe

hekaayate mano webloge toham shode hekaayate moosho sooraakh!!!!

khsosh baashi rafigh

mokhless

zaheran chegaliye karaye behtar az weblog nevisi dar javare oghyanouse aram ziyad shode!!!
baba ghabool ke balaye balaye safhe neveshti baraye sabte lahazzati ke kare behtari nadaram, ama khodaeish ... kotah biya dige baba eeee

سلام
آپدیت کن دیگه
کشتی ما رو
لینکت را گذاشتم

---
علی ن

نمي نويسيد چرا؟
دلتنگستان خونم اومده پايين
خواهش
من واقعا معتادم به پست هاي شما

من فکر می کنم این آقای دلتنگستان یک وبلاگ جدید باز کرده و دیگه اینجا نمی نویسه....اینم یک احتمال دیگه

من ملتمسانه از جنابعالي استدعا دارم بنويسيد.

بابا مردم از بس با اين اينترنت لاك پشتي 10 دقيقه صبر كردم وبلاگت باز شه و ديدم تكراريه. آخه ضد حال از اين بالاتر؟
نكنه اوركات باز شدي و وقت نداري بنويسي؟!

شاهین ؟؟ چرا نمی نویسی دیگه ؟؟!!!

اوا!

خدايا : غيبت آقاي دلتنگستان عزيز خيلي طولاني شده و طاقت ما طاق؛ زودتر آقاي دلتنگستان عزيز را وادار به ظهور بفرما. ( آمين)

... برايم ، خيلي محسوس است . خيلي!

واقعيت تخمی است. خرابش می کنم. از اول می سازمش. هنوز هم همان است. دوباره خرابش می کنم. قبل از اينکه دوباره بسازمش باران می بارد. حالا من مانده ام و يک واقعيت خراب شده که ديگر هم درست نمی شود. پايبست گل شده است.

باران می بارد و من می خندم. زنگ می زنم. زنگ می خورد. زنگ تفريح است. زندگی تعطيل است. به سمت حياط می دوم : حيات پر از زندگی است؛ اگر چه خيلی کوتاه است. آلوچه می خرم. ترش است. هسته دارد. کثيف است. کيف دارد. باران می بارد و گرگم به هوا هم بازی خوبی است. گرگ می شوم و به هوا می روم. تمام پرنده ها را شکار می کنم. هيچ کس حق ندارد بالاتر از من پرواز کند. به بالاترين پرنده که می رسم مکث می کنم. عقاب است. زيباست. بزرگ است. آرام است. آرام می شوم. باران می بارد و عاشق می شوم. با من می خوابد. در خواب عقاب شهباز می شوم. از عقاب هم بالاتر می روم. در خواب به خورشيد می رسم. باران می بارد و خورشيد را خاموش می کند. حالا همه جا تاريک است.

زنگ می خورد. باران قطع می شود و به واقعيت برمی گردم؛ همه جا خشک است. هنوز همه جا تاريک است و هيچ کس واقعيت را نمی بيند. واقعيت هم مرا نمی بيند و بدون آنکه بداند از کنارم می گذرد. من همينجا در حياط می مانم تا دوباره باران ببارد و بخندم و بالاتر بروم. اينبار بدون آنکه از ديدن واقعيـت بترسم خودم خورشيد را روشن می کنم تا به حيات من بتابد. من مردم.