بعدازظهر های يکشنبه هرکاری بهتر از بی کاری است. روياهايم را تک تک باد می کنم تا حسابی بزرگ شوند و پوستشان کش بيايد، و بعد با يک سوزن تک تکشان را بنگ بنگ می ترکانم. در يکی از آنها با تو در ساحل اقيانوس قدم می زدم، وقتی که ترکيد قطرات آب اقيانوس به صورتم پاشيد. فرش زیر پايم هم حسابی خيس شد. در يکی ديگر از روياهايم به خورشيد رسيده بودم، فوتش می کنم، به بالای لکهء اقيانوس که می رسد سريع سوراخش می کنم تا خورشيد خشکش کند، ولی خورشيدم در لکهء آب اقيانوس غرق می شود.
در رویای بعدی با تو در ساحل اقيانوس قدم می زدم، موج می آيد و تو را با خودش می برد. آن را هم می ترکانم؛ ولی قبل از آن تمام اقيانوس بخار می شود و هيچ جا حتی نمناک هم نمی شود. حتی در روياهايم هم داغِ داغی؛ بيخود نيست انقدر مرا می سوزانی.

salam matne kheili ghashangi bud
تبریک
salam kheyli asheghi maloome...nemidoonam chi shode vali midoonam keh az tabe eshgh misoozi...kash keh mashooghet ya oon kasi keh toro dar in royaha raha karde in matnhaye ziba ro bekhoone o dobare be in eshghe moghadas iman biyare. shab o roozet khosh nazanin.
lanati
to che ghade khosh fekri
mordam
hal kardam
mersi