«ليست باگزيلاي من نيازمند توجه من است.» اين پيغامي است که سرور مهربان ما هر روز صبح براي من ايميل مي کند. اسمش باگزيلاست. خيلي زحمتکش است. تمام ايرادهاي برنامه هاي ما را که اين و آن پيدا مي کنند و گزارش مي دهند جمع آوري مي کند و در خودش نگه مي دارد. بعد هر روز براي من و چند نفر ديگر از اين ايميلهاي محبت آميز مي فرستد. اگر به او توجه نکنيم هم اصلا عصباني نمي شود. فقط حوصله اش سر مي رود، دوباره فردا ايميل مي زند که «ليست باگزيلاي من نيازمند توجه من است.» مي خواهم نامه اي براي خدا بنويسم، و از او خواهش کنم که در نسخهء بعدي نرم افزار مديريت دنيا حتما از باگزيلا هم استفاده کند.
نوهء نتيجهء من آدم معمولي ديگري است که در زندگي اش اشتباهات زيادي انجام داده است. آقاي نتيجه نژاد اگر چه تمام سعي اش را مي کند که زندگي خوبي بسازد، ولي در طول راه گاهي به خاطر ندانستن و گاهي به خاطر حواس پرتي و گاهي هم به خاطر خودخواهي اشتباهات زيادي انجام مي دهد، و در طور اين راه آدمهاي مختلفي متوجه اشتباهات او مي شوند و شبها قبل از خواب به اشتباهات او فکر مي کنند. باگزيلاي مرکزي دنيا تمام اشتباهات نوهء نتيجهء مرا از روي افکار بقيهء آدمهاي دنيا جمع آوري مي کند و در خودش نگه مي دارد. هر روز صبح که آقاي نتيجه نژاد از خواب بيدار مي شود در پيغامگيري که زير گوش چپش جاسازي شده است يک پيغام پر از محبت از باگزيلاي مرکزي دنيا دريافت مي کند که از او خواش مي کند به ليست باگزيلاي خودش توجه کند.
آقاي نتيجه زندگي روزمره اش را آغاز مي کند، و هر وقت کارهاي روزمره اش تمام شد از طريق امواج مغزي خودش به باگزيلاي مرکزي وصل مي شود و تمام ايرادهاي موجود در آخرين گزارشهاي رسيده از آدمهاي زندگي اش را مرور مي کند. برخي از آنها را به دلايل شخصي رد مي کند و بقيه را قبول مي کند. بعد در مورد اولويت ايرادهاي وارده به زندگي اش تصميم مي گيرد و با توجه به نقشه اي که در ذهن خودش براي زندگي خودش دارد براي هر کدام از ايرادهايش يک بازهء زماني در نظر مي گيرد. مثلا تصميم مي گيرد که همين امروز به ايرادي که به روش غذاخوردنش وارد است رسيدگي کند، ولي ايراد وارده به ميزان خرج کردنش را بعد از دوسال بررسي کند. مثلا تصميم مي گيرد همين امروز براي جبران توهيني که ندانسته به يکي از دوستانش کرده است اقدام کند، ولي فعلا در مورد برآورده کردن انتظاري که ديگري از او داشته است دست نگه دارد. مسلما باگزيلاي مرکزي دنيا در صورت نياز طرف مربوطه را در جريان قرار مي دهد تا هر کسي از آقاي نتيجه نژاد ايراد گرفته است متوجه باشد که او به فکر ايرادهايش هست و در وقت مناسب به آنها رسيدگي مي کند؛ و همچنين به تمام آدمهاي زندگي آقاي نتيجه نژاد - در صورت تمايل - امکان مي دهد ايرادهاي گزارش شدهء قبلي را نيز ببينند و انتظارات خود را در حد توانايي هاي او تنظيم کنند و ايرادهاي قبلي را دوباره گزارش ندهند.
مسلما هر از گاهي به دليل فوريتهاي ديگر - مثل ازدواج، مهاجرت، سربازي و يا حتي تصادف رانندگي- آقاي نتيجه نژاد وقت نمي کند هر روز به ليست باگزيلاي خودش توجه کند، و هر روز ليست او بلندتر و بلندتر مي شود. ولي از آنجا که باگزيلاي مرکزي بسيار مهربان است اصلا ناراحت نمي شود. هر روز يک پيغام ديگر براي او مي فرستد و از او خواهش مي کند که به لسيت باگزيلاي خودش توجه کند. تعدادي از آدمها از بي توجهي او مي رنجند، ولي چون مي دانند باگزيلاي مرکزي زنده است و هميشه بيدار است اميدوارند که آقاي نتيجه نژاد يک روز به مشکلاتي که با آنها دارد رسيدگي کند. بعد از مدتي هم پيغامهاي هر چند مهربان صبحگاهي غير قابل تحمل مي شوند، و آقاي نتيجه نژاد ناچار است به ليست باگزيلاي مرکزي خودش توجه کند، و به رتق و فتق ايرادات وارده بپردازد.
اگر خدا پيشنهاد مرا براي استفاده از باگزيلا در نسخهء بعدي دنيا قبول کند، آقاي نتيجه نژاد خوشبخت خواهد شد. باگزيلا بسيار چيز خوبي است.
