پروردگارا؛
شکرت.
یک سال پيش از تو سلامتي خواستم و پشتکار و سربلندي، و هر چه خواستم را به من دادي. خدايا شکرت؛ امسال هم تک تکشان را مي خواهم. پر رنگ تر و جديد تر و بالاتر؛ لطفا.
پروردگارا؛ يادم نرفته است يک سال پيش من سر سفرهء هفت سيني که در خانهء مان نبود نشستم و همينطور که دعاي سال نو را مي خواندم يک جايي نزديک کشور من جنگ بزرگي آغاز شد. خدايا جنگ را از از خانهء من دور نگه دار.
پروردگارا؛ در سالي که گذشت به من کمک کردي جاي پايم را روي کمر زندگي کمي محکم تر کنم، و جان هزاران هزار نفر را يک شبه بازپس گرفتي. در سالي که گذشت مادرم را بعد از سه سال در آغوش گرفتم، و عمه ام را تو نزد خودت فرا خواندي تا من ديگر هيچ وقت نبينمش. پرودرگارا، در سالي که گذشت به من زندگي بهتري را نشان دادي، و سختي هاي جديدي را براي مردم سرزمين من به وجود آوردي. پروردگارا، مي دانم که حکمتي هست که فقط تو مي داني و بس، ولي آيا مي داني که دلخوش بودن به چيزي که نمي داني چقدر سخت است؟ پرودرگاراُ ، تا حالا شده است چيزي را نداني؟ سخت است. ندانستن و باور داشتن سخت است.
پروردگارا؛ سلامتي و سربلندي جاي خودش، بعد از آنها در سال جديد کمکم کن تا بتوانم :
- بيشتر بدانم؛
- کمتر شک کنم؛
- بهتر ببينم،
- کمتر بترسم؛
و بالاخره تصميم بگيرم.
پروردگارا؛ در سال جديد يک خواهش جديد هم از تو دارم : گاهي يادم نيست که تو هميشه و همه جا حواست هست. لطفا اگر من يادم رفت، به من يادآوري کن که تو هميشه حواست به همه چيز هست؛ مگر نه؟
