من اگر جاي خدا بودم،

|

من اگر جاي خدا بودم، حالا که بحث حق کپي رايت خيلي داغ است و همه مي توانند هر کسي را به هر دليلي به خاطر عدم رعايت کپي رايت « سو » کنند حتما يک حالي از اين ETS مي گرفتم که ديگر سيستم اين تستهاي رنگ وارنگ Toefl و GRE و GMAT و هزار کوفت و زهر مار ديگر را به اسم خودش ثبت نکند.

وقتي که براي اولين بار با اين سيستم جديد تستهايشان‌ آشنا شدم يک سال به سالِ سياه دوهزار مانده بود، و من به عنوان يک کودک بيست و چند ساله ء‌ مظلوم از مناطق محروم خاور ميانه فکر کردم عجب مغز خفني داشته است اين طراح تستهاي کامپيوتري. مي گفتند « تست خودش را با سطح معلومات تو تنظيم مي کند » و من همينطور که با چشمان حيرت زده صفحات کلمات عجق وجق انگليسيِ زمان هخامنشيان را از بر مي کردم با خودم فکر مي کردم اي پدرسوخته! ببين اين بشرِ دو پا با اين کامپيوترهاي بي پا چه مي کند. حالا ديگر به جاي اينکه من خودم را با سطح سوالات تست تطبيق بدهم، تست خودش را با من تنظيم مي کند؛ جل الخالق!

هر قدر بيشتر به سيستم پويا و زندهء اين تست فکر مي کردم بيشتر به اين نتيجه مي رسيدم که اين طراحي نمي تواند کار مغز محدود و ناتوان يک انسان معمولي - مثل خودم - باشد. تمام فاکتورهاي شخصيتي، فيزيکي و متافيزيکي مانند معلومات عمومي و بي ربط، سرعت تصميم گيري، قدرت ريسک کردن و بالاخره شانس به نحو دقيقي در نتيجهء اين تست نقش دارند. همينکه پاسخ به هر سوال سطح سوال بعدي را تعيين مي کند، و اينکه سوالات برگشت پذير نيستند، و بدين ترتيب سرنوشت کل تست تقريبا در ده سوال اول آن تعيين مي شود، و اينکه اگر زمان تست نامحدود بود مي توانست ساده ترين تست جهان باشد و همينطور بود اگر مي توانستي به سوالات قبلي برگردي، و اينکه مي تواني انتخاب کني که ساعت را ببيني يا نبيني، و اينکه مي تواني انتخاب کني که بين سوالات پنج دقيقه استراحت کني يا نکني و و و .... زيادي دقيق نيست؟

و حالا که براي دومين بار مي خواهم با اين سيستم بي رحم و خونخوار و دلاردوست درگير شوم، همه چيز مثل روز برايم روشن است. حالا به خوبي مي دانم که چه کسي طراح واقعي اين روش برگزاري آزمونهاست. چند سال پيش يکي از ابناء همين بشر دو پا متوجه اين مساله شد که تستهاي کاغذ و قلمي هيچ ربطي به واقعيت زندگي ندارند. او متوجه شد که هيچ کس نمي تواند اشتباهات گذشته اش را کاملا جبران کند، هر تصميمي مي تواند کل بقيهء‌ زندگي را عوض کند و سرنوشت کلي هر کسي در دو يا سه دههء‌ اول زندگي اش تعيين مي شود. او فهميد که اگر مي خواهد انسانهاي موفق تر را انتخاب کند - بدون اينکه از خدا اجازه بگيرد - بايد يک زندگي چهار ساعته را براي تست طراحي کند.

من اگر جاي خدا بودم، حتما يک حالي از اين موسسه و موسسينش مي گرفتم. قباحت هم حدي دارد به خدا