* دوستِ من، در يک دنياي کامل :
در يک دنياي کامل، هر کسي قبل از تولد انتخاب مي کند که پدر و مادرش چه کساني باشند. در يک دنياي کامل، هر کسي انتخاب مي کند که در چه کشوري، چه شهري و چه منطقه اي به دنيا بيايد. هر کسي تصميم مي گيرد در مسير زندگي اش چند بار اتفاقات عجيب بيفتد، چند بار مثل خر شانس بياورد و چند بار هم تمام دنيا روي سرش خراب شود. بالاخره در يک دنياي کامل، هر کسي انتخاب مي کند چه کساني در مسير زندگي اش قرار گيرند، چقدر در مسير زندگي اش باقي بمانند، و چقدر روي مسير او تاثير بگذارند.
دوستِ من، يک آدم ديگر است که :
- لزوما مثل من نيست؛
- لزوما مرا دوست ندارد؛
- لزوما با من موافق نيست؛
- لزوما هميشه به من راست نمي گويد؛
- لزوما هميشه حرفهاي من را نمي فهمد؛
- لزوما من را براي دوستي انتخاب نکرده است، بلکه در مسير زندگي من قرار گرفته است.
بدين ترتيب، دوستِ من يک معماي خيلي بزرگ است، که اصلا چرا و چگونه و براي چه بين شش ميليارد آدمِ ديگر به دوستِ من تبديل شده است. دوستِ من، گاهي مرا از تنهايي نجات مي دهد، و گاهي با بودنش مرا بسيار خسته و عصبي مي کند. گاهي به من کمک مي کند، و گاهي انتظارات بسيار زيادي از من دارد. دوستِ من، همين است که هست، و من نمي توانم از او انتظار ديگري داشته باشم.
شايد تنها چيزي که دوستِ من را از بقيهء آدمها جدا مي کند، خاطرهء مشترکي است که از يک قطعهء زندگيِ من در ذهن هر دوي ما به جا مانده است. اين قطعه مي تواند يک نگاه باشد، يا يک مکالمه، يک تصادف، يک کلاس، يک مهماني، يک بازي، يک مدرک تحصيلي و يا يک دورهء چندساله در يک پروژهء خيلي حرفه اي. خاطره هاي ما اگرچه مثل هم نيست، ولي بسيار شبيه است، و ما مي توانيم هميشه در موردِ آن با هم حرف بزنيم. بدين ترتيب، هر کسي که خاطراتِ مشترک بيشتر و مهمتري با من دارد، دوستِ نزديکتري است. عجيب است، شايد من بتوانم هر کسي را در دنيا انتخاب کنم، تمام خاطراتم را برايش تعريف کنم و بدين ترتيب او را به يکي از نزديک ترين دوستانم تبديل کنم، بدون اينکه حتي اسمش را بدانم.
وقتي که به بيست و پنج سال اول زندگي ام فکر مي کنم، فقط و فقط به يک نتيجه مي رسم : من مي توانم هر کسي را براي دوستي انتخاب کنم، و هر کسي را که دوست ندارم از خودم دور کنم. من از تمام کساني که در مسير زندگي ام قرار گرفته اند درسهاي زيادي گرفته ام، و مي دانم که کدام اشتباهات را ديگر نمي توانم تکرار کنم. من براي دوستي با دوستانم دليلي لازم ندارم، من از اينکه قسمتي از وقتم را با آنها بگذرانم لذت مي برم، و هيچ اصراري براي تاييد تمام افکار و رفتار و گفتارشان ندارم. من، در يک دنياي کامل زندگي مي کنم.
