اگر من رهبر بودم...
...سهم مادرم را از بهشت همين حالا از خدا می گرفتم و بهش می دادم تا انقدر نگران نباشد...
اين هم يعنی بايد درِ اين وبلاگ را گل گرفت، چون نمی شود در آن هر چيزی نوشت، چون من هستم و يک مادر عزيز تر از جانم، که اصلا مهم نيست هر چه بگويد يا بخواهد منطقی است يا درست است يا غلط، همين است و جز اين نيست. چشم مادر.
