* عشق و نفرت :
می دونی از چی متنفرم ؟ از اينکه وقتی شيرکاکائوم داره تموم می شه تازه می بينم با اينکه خير سرم کلی هم زدم نصف اين پودره خاک بر سر رفته چسبيده ته ليوان اصلا هم قاطی نشده هر چقدر هم تکونش می دی انگار نه انگار. مثل سگ حرص می ده.
می دونی عاشق چی هستم ؟ اينکه وقتی شيرکاکائوم تموم شد اون پودرای پدر سوخته ء تهش رو با انگشت بمالم به نَمِ در و دیوار ليوان بعد ليس بزنم. وای که چه حالی می ده.
