* حرص :
بدم می آد...يعنی متنفرم...يعنی خيلی خرن...از تمام هزار نفری که هزار سال قبل از من رسيدن پشت چراغ قرمز تقاطع و هيچ کدومشون اون دکمه زرده رو برای سبز کردن چراغ نزدن بدم می آد...هم از هزار نفری که اين ور وايسادن و فکر می کنن اونوری ها حتما قبلا زدن بدم می آد، هم از اون هزار نفری که اونور وايسادن و فکر می کنن اين وريها حتما کليد رو زدن بدم می آد...تمام مشکل دنيا اينه که همه مطمئنن اون کاری که خودشون بايد بکنن رو بقيه حتما می کنن...حرص می دن اين آدما...
