* Full Frontal : همه مون لازم داريم آزاد بشيم :
:: تراپيست : کسي که خودت رو بهت مي فروشه.
:: مي دوني...مثل اينه که با ماشين به يه سگ ولگرد بزني. اون پا ميشه و ميره و هيچ وقت نمي فهمه که تو براي هميشه زندگيش رو عوض کردي، ولي تو هميشه يادت مي مونه. اونم الان همون سگ ولگرده...
:: ببين خيلي ساده است. تو فکر مي کني من به هيچ دردي نمي خورم. خب تو تنها نيستي، رئيسم هم امروز به همين نتيجه رسيد. مي دوني چرا؟ چون من آبجو رو مي ريزم تو ليوان و مي خورم...و اين مجله براي آدمهاييه که آبجو رو با بطريش مي خورن...اين رندگي براي من ساخته نشده...
***
فکر کنم « Full Frontal » اولين فيلم هاليوود بود که من هيچ تبليغي ازش نديدم و ديشب رفتم. دليلش هم خيلي ساده است : هيچ تبليغي براش ساخته نشده! وسط کف و خون که رسيدم خونه کلي تو سايتش ول گشتم و از روزنگار Blair Underwood شرايط بازي در اين فيلم رو پيدا کردم و اينجا بعضيهاش رو ترجمه مي کنم :
* اگر مي خواين تو اين فيلم بازي کنين بايد با هيچ کدوم از موارد زير مشکلي نداشته باشين :
- تمام ست ها مکانهاي واقعي هستن.
- اگه خودتون رانندگي نمي کنين يک راننده شما رو مي رسونه، ولي به هر حال بايد تنها بياين.
- ظرفهاي غذاي خودتون رو بيارين.
- انتخاب، تهيه و نگهداري لباس بر عهده خودتونه.
- انتخاب و استفاده از آرايش صورت بر عهده خودتونه.
- هيچ تبليغي از اين فيلم ساخته نمي شه.
- بازيهاي في البداهه شديدا تشويق مي شن.
- با شما در مورد نقش خودتون و بقيه مصاحبه ميشه و ممکنه در فيلم ازش استفاده بشه.
- چه بخواين چه نخواين، بهتون خيلي خوش مي گذره.
:: ديگه تعريف نمي خواد! اين فيلم از ديروز در جاهاي خيلي محدودي رو پرده دفت. کارگردان فيلم از وسط فيلم پروژه بعدي خودش رو شروع کرده و اين فيلم براش يه جور سرگرمي بوده. جالبترين کسي هم که قبول کرده تو فيلم بازي کنه جوليا رابرتز بود! مسلما خيلي هم سر و صدا نمي کنه، مثل خيلي از فيلمهاي خيلي خوبي که ساخته شدن. خاص بود، و جديد! فکر کنم اگه کيارستمي اينجا بود اصلا بعيد نبود کارگردان اين فيلم بشه...
