مار - ازت بدم مياد...

| | Comments (0)

مار - ازت بدم مياد...
پونه - ولي من دوستت دارم...
- آخه من از اولش ار تو متنفر بودم...
- هر خراب شده اي بري باهات ميام...
- باباجان اصلا من مردم...راحت...خدافظ
- من هم ميميرم...کاري نداره...
- ...

***

يه روز يه خره خونش کنار باغ وحش بود. ديوار به ديوار قفس فيلها...يه روز انقدر از صداي فيلها شاکي شد که زد به بيابون که فرار کنه...بعد همينجوري که داشت مي دويد آسمون باز شد يک فيل بنفش پانزده تني افتاد رو سرش، مرد.

***

هر علمي دو بخش داره :

۱- کاراي پاستوريزه؛
۲- کثافت کاري؛

مثلا رياضي، هم جبر بول داره که خيلي گوگول مگوليه، هم « رندم پراسس »‌ که ديگه ته لجنه...

يا فيزيک، هم مکانيک داره که من قربونشم مي رم، هم نيمه هادي که يعني کارخرابي کرده تو کل تکنولوژي...

اين کامپيوتر ما هم يک سري کش ( به فتح کاف !) داره و پروسسور و IO که من زندگيم رو قراره فداش کنم، يک سري هم کاراي عملگي مثل کدينگ و سيستم عامل و اين حرفا...دلم خوش بود اينجا همه جور امکاناتي هست آدم ميره کاري که دلش ميخواد رو مي کنه...همچين امروز وسط « فايل سيستم يونيکس» و « low level file access » و اين خزعبلات آچمز شدم که نزديکه برم سرم رو بکوبم به سرور اين طبقه همه چي بسوزه راحت شيم!!!

تصحيح :‌

آدم از هر چي بدش مياد نه تنها سرش مياد، بلکه تا تهش هم مياد!

Leave a comment