بابا چقدر سخته اين پروتکل

| | Comments (0)

بابا چقدر سخته اين پروتکل هاي Cache Coherence در SCI Multiprocessor Standards ...اگه فکر کردين من حتي يک اپسيلون بيشتر از شما اينايي که گفتم رو مي فهمم اشتباه کردين...به من چه که وقتي يک کپي از يک بلاک يه جاي ديگه هست چجوري مي شه توش نوشت...

اصلا من مي دونم مشکل چيه...مشکل مالتي پروسسور ها مشکل share کردنه...هر جا پاي « تقسيم کردن » در ميون باشه هميشه همه چي مشکل مي شه...به نظر من چون تقسيم کردن خيلي شعور مي خواد بهتره هر کس فقط از چيزاي خودش استفاده کنه.
تمام مشکلات من هم زماني شروع شد که سعي کردم احساساتم رو با کسي تقسيم کنم. من چون متاسفانه « مالتي پراسسينگ » ( عجب فارسيش خفن شد ) بلد نبودم فکر کدم معني share کردن اينه که آقا...بده بره...مام داديم رفت...بعد ديديم چاک عالم! معني اين کلمه تو لغت نامه بقيه خيلي فرق مي کنه...اينه که ما داديم ولي بقيه ندادن. ذلالت بد چيزيه.
اگه دست من بود به هر کي دوتا قلب مي دادم...اون وقت هر وقت يه بلايي سر يکيش مي اومد...مثلا چه مي دونم...اگه مي شکست...يا اگه يکي مي برد پشت سرشم نگاه نمي کرد...يا حتي اگه به خاطر کم آبي سنگ مي شد يکي ديگه بود بذارن سر جاش.
اگه دست من بود به همه مي گفتم آقا به خدا اين تقسيم کردن آخر عاقبت نداره. از همون اول بچسبين به هر چي دارين به مال همديگه هم نگاه نکنين...

اين کامپيوتري ها هم فکر کردن مي تونن اين مشکلات رو با اين پروتکل هاشون حل کنن...نمي دونم...شايد هم اينجوري بهتره...مثلا من از هر کي خوشم بياد براش يک پروتکل عشق و عاشقي بفرستم بگم ببين...اينه...اگه پايه اي امضا کن...بعدا هم هر وقت کسي درخواستي چيزي داشت پروتکل رو وا مي کنيم عين همون مي ريم جلو...

فکر کنم يه جاي پروتکل بايد يک خط اضافه کنم اونوقت...يه جاش بزرگ مي نويسم :
« عمل به تمامي مفاد اين پروتکل اکيدا الزامي است؛ مگر اينکه دلت چيز ديگه اي بخواد »

من برم به اين پروتکل ها برسم...

Leave a comment