F@(K...اين از صبح تو گلوم

| | Comments (0)

F@(K...اين از صبح تو گلوم كرده بود...مجبور بودم اينجا داد بزنم...

توي اين دنيا خيلي ستاره هست. توي هر كدوم هم مسلما“ يك دنياي منحصر به همون ستاره. هر كدوم به نسبت مقدار زندگي روشون يك مقداري نور افشاني مي كنن. حتي رنگ نور هر ستاره هم با يكي ديگه فرق مي كنه. شكلاشون هم فرق مي كنه. ستاره ها مسير هاي مختلفي دارن. هر كدوم از يه جايي ميان و به يه جاي ديگه مي رن. بعضي از ستاره ها توي قسمت ها يي از مسيرشون تو راه همديگه قرار مي گيرن يا هم حركت مي كنن...نيوتن ثابت كرد كه ايكنه چقدر ستاره ها به هم نزديك شن مربوط به اينه كه چقدر جاذبه دارن...بعضي هاشون كمتر، بعضي هاشون بيشتر...ستاره هايي كه به هم نزديك مي شن از نور همديگه استفاده مي كنن...
ستاره ها تو دنياهاي متفاوتشون مسائل مختلفي دارن. بعضي هاشون از « كم جرمي » و « پر جرمي » رنج مي برن. بعضي هاشون « گُم » شدن...بعضي هاشون تو مسير بدي افتادن « تنها » شدن...بعضي هاشون « آب » كم دارن و زندگي توشون مشكل شده...بعضي هاشون...بعضي هاشون وقتي مسير درست رو پيدا مي كنن و ميان توش ،‌ و تازه راه رو به يك ستاره ديگه هم نشون مي دن تا تنها راه نرن...نورشون كم مي شه، و معلوم نيست كي دوباره نوراني بشنن...

ستاره « بزرگ » اونيه كه تا موقعي كه نور داره به راهش ادامه بده...آهاي ستاره...دستت رو نمي خوام بگيرم، هُلت هم نمي دم...فقط باهات راه ميام. همين. بيا اين چند قدم رو با هم بريم...بعدش تو با ز نوراني مي شي من مي دونم. آهاي ستاره ها...فقط نور بدين...آرام آرام...اين ستاره نور مي خواد. نه « پشتيبان » مي خواد ،‌ نه « پيشاهنگ »...فقط « همراهي » كنين. همين.

Leave a comment